(( نيلوفر ))

 

از مرز خوابم میگذشتم_سايه تاريک يک نيلوفر_روي همه

 

ی این ويرانه ها فرو افتاده بود_کدامين باد بي پروا_دانه ی

 

این نيلوفر را به سرزمين خواب من آورد؟_نيلوفر

 

روييد_ساقه اش از ته خواب شقا هم سر کشيد_سيلاب

 

بيداری رسيد_چشمانم را در ويرانه خوابم گشودم_نيلوفر

 

به همه زندگيم پيچيده بود_در رگ هايش من بودم که

 

میدويدم_هستی اش در من ريشه داشت_و همه ی من

 

بود_و کدامين باد بی پروا_دانه ی این نيلوفر را به سرزمين

 

خواب من آورد؟

 

 

--------------------------------------------------------------

 

 

(( ديوونه ))

 

 

شب شده دوباره ساکته خونه

 

میگرده دل دنبال يک بهونه

 

میگرده باز گنجه ی خاطراتو

 

پي يه حرف ناب عاشقونه

 

عکس تو رو باز میذاره روبروش

 

که تا ته شب واسه تو بخوونه

 

دلم تو التهابه که چه جوری

 

قدر چشاي نازتو بدونه

 

تو عصری که قحطي عطره ياسه

 

امّا بجاش دوست دارم گرونه

 

کافيه اسمتو يه جا ببينم

 

تا حس شعرم بزنه جوونه

 

من نمیتونم بگم اندازشو

 

اینو شايد فقط خدا بدونه

 

محاله که عشق منو ندونن

 

برو سوال کن از گلاي پونه

 

اگه بخوان خيلی کم از تو بگن

 

میگن همون که خيلی مهربونه

 

مهم ولی تو ای که اسم نازت

 

با من يه جايي پشت آسمونه

 

اونا نمی دونن ستاره هامون

 

دو تاست ولی توي يه کهکشونه

 

اینو بخوون تا دوباره بدونی

 

ديوونتم ديوونتم ديوونه................

 

  
نویسنده : نوید ; ساعت ٩:۱۸ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٤ امرداد ،۱۳۸٤