اینم واسه ماری خانوم که میگه چرا آپ نمی کنی. تازه ماری خانوم مطلب بعدیم هم به همون صحبت علیرضا خان مربوط میشه. بفرما . این قدر آپ کافیه؟

 

حرفهايي كه خدا نگفت

بنده من!... بعضي وقتها كه وضو مي گيري و براي خواندن نماز مي آيي آنقدر ذوق مي كنم كه باورت نمي شود همه ي فرشتگان را صدا مي زنم تا بيايند و تو را تماشا كنند وقتي همه جمع شدند، به آنها مي گويم : « نگاه كنيد. بنده ي من آمده با من حرف بزند» ولي وقتي شروع مي كني به حرف زدن با من و مي رسي به جمله « فقط تو را دوست دارم » (ايّاك نعبد ) فرشته ها پنهاني مي خندند و تو را مسخره مي كنند و كاش مي دانستي چقدر دلم مي سوزد... جانشين من! وقتي به فرشته ها مي گويم بنده ي من واقعاً مرا دوست دارد ، فرشته ها مي گويند: « او را امتحان كن » و من براي اينكه به آنها ثابت كنم كه تو مرا دوست داري از تو امتحان مي گيرم ولي تو با آنكه جواب درست را مي داني ، « اشتباه » جواب مي دهي و كاش مي دانستي چقدر نزد فرشتگان خجالت مي كشم... كاش اصلاً نمي آمدي و كاش اصلاً نمي گفتي كه فقط مرا دوست داري...

 

 

  
نویسنده : نوید ; ساعت ٧:٥٤ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٧ بهمن ،۱۳۸٤