سلام به همه ی دوستان عزیزم

چه اونایی که نظر میدن چه اونایی که نمیدن.چه اونایی که e-mail میزنن چه اونایی که نمی زنن. اول اومدم ادامه ی اون نوشته رو بذارم( به علاوه ی یک تست محبوبیت ) . بعد هم بگم حس می کنم font  نوشته هام خیلی بزرگه؛از این به بعد یه مقدار کوچکترشون می کنم.

 

سومينهدف گيري

   بازنده شكستهاي خود را ناشي از، تبعيض يا سياست مي داند

برنده ترجيح مي دهد كه، خود را مسئول شكست هايش بداند، و نه ديگران را ولي وقت زيادي را صرف عيب جويي نميكند.

بازنده به قضا و قدر اعتقاد دارد

برنده معتقد است، ما با كارهاي درست و اشتباه خود، سرنوشت خويش را تعيين ميكنيم

بازنده از اين كه بيش از آنچه مي گيرد، بدهد، احساس ميكند بازنده است

برنده در چنين موقعيتي احساس ميكند كه اعتبار خود را براي آينده تقويت مي نمايد

بازنده اگر از ديگران عقب به ماند، تندخو و خشن ميشود، و اگر جلوتر از ديگران باشد، بي احتياطي ميكند

برنده در هر شرايطي كه قرار بگيرد، آرامش و تعادل خود را حفظ ميكند

بازنده از اين كه خود و يا ديگران به نقايص وي آگاهي يابند، هراسان است.

برنده ميداند كه نارسايي هاي او جزيي از شخصيت وجودي اوست، در حالي كه مي كوشد تا آثار ناگوار اين نقايص را به زدايد، هرگز تاثير آنها را انكار نميكند.

بازنده هنگامي كه از ديگران بدرفتاري ميبيند، خشم و ناخشنودي خويش را به زبان نمي آورد و زجر مي كشد، و با انتقام گرفتن از خود، شرايط بدتري را پديد مي آورد.

برنده در چنين شرايطي آزادانه، رنجش و آزردگي خود را بيان نموده، تخليه ي احساسي ميكند، سپس مساله را به فراموشي مي سپارد.

بازنده به «استقلال» خود مي بالد، در حاليكه به واقع در حال خونسردي است. و به كار گروهي»خود مي بالد، در صورتي كه در حال دنباله روي است، و اراده اي از خود ندارد .

برنده ميداند كه كدام تصميم ها را به طور مستقل بگيرد، و كدام يك را پس از مشورت با ديگران بازنده نسبت به برندگان حسادت كرده، و ديگر بازندگان را حقير ميشمارد.

برنده داوري او درباره ديگران با توجه به چگونگي استفاده آنان از توانايي ها و استعدادهاي  خودشان است، نه بر مبناي معيارهاي موفقيت مادي و دنيوي. و براي يك «پسربچه واكسي» كه  كارش را استادانه انجام ميدهد، در مقايسه با يك فرصت طلب تمام عيار احترام بيشتري قايل است.

بازنده فكر ميكند كه براي بازنده شدن و برنده شدن قوانيني وجود دارد .

برنده مي داند كه هر قاعده اي در هر كتابي را، مي توان ناديده انگاشت ، جز يكي، «هماني كه  هستي و ميخواستي ، باش» ، تنها برگ برنده ، در دنيا همين است بازنده به كساني كه از خودش قوي ترند، تكيه ميكند، و عقده هاي خود را بر سر افراد ضعيفتر از خويش خالي ميكند.

برنده روي پاي خود مي ايستد و از اينكه ديگران، به وي تكيه كنند، احساس تحميل شدن نمي كند.


 

چهارمين هدف گيري

برنده در وجود يك آدم بد، خوبي ها را مي جويد و روي همين قسمت كار ميكند .

بازنده در وجود يك انسان خوب، بدي ها را مي جويد. از اين رو ، به سختي ميتواند با ديگران همكاري كند.

برنده در عين حال كه تعصبات خود را ميپذيرد، تلاش ميكند كه در هنگام قضاوت كردن بر اين  تعصبات غلبه كند.

بازنده منكر وجود هرگونه تعصب در خود است، و بنابراين در سراسر عمر، اسير تعصبات خويش خواهد بود.

برنده هراسي ندارد از اينكه دريك موقعيت ضد و نقيض قرار گيرد، زيرا در افكارش خللي وارد نمي شود.

بازنده سازگار شدن با موقعيتهاي ضد و نقيض را به كار شايسته ترجيح ميدهد.

برنده بازي سرنوشت، و اين حقيقت كه شايستگي ها را همواره پاداشي نيست، بي آنكه ديدگاهي بدبينانه داشته باشد، درك ميكند.

بازنده بي آنكه بازي هاي سرنوشت را درك نمايد، بدگمان است

برنده ميداند كه چگونه ميتوان جدي بود، بي آن كه خشك و رسمي باشد

بازنده غالبا خشك و رسمي است زيرا، فاقد توانايي جدي بودن است                                                                          .          

برنده آنچه را كه ضرورت دارد، با متانت لازم انجام مي دهد، و توان خود را براي راه حل هايي ذخيره مي كند كه، در آنها از حق انتخاب برخوردار است.

بازنده آنچه را كه ضرورت دارد، با حالتي اعتراض آميز انجام مي دهد، و هيچ توان و نيرويي را براي گرفتن تصميمات اخلاقي مهم باقي نمي گذارد.

برنده ارزش هاي اخلاقي را، به عنوان تنها منبع قدرت حقيقي مي شناسد

بازنده چون در باطن ، براي ارزشهاي اخلاقي احترام اندكي قايل است، بيش از ظرفيت خويش در جهت كسب منابع قدرت بيروني تلاش ميكند.

برنده سعي ميكند كه رفتارهاي خود را براساس نتايج منطقي آنها قضاوت كند، و رفتارهاي ديگران را، براساس قصد و نيت آنها ارزيابي كند.

بازنده رفتارهاي خود را براساس قصد و نيت خويش و رفتارهاي ديگران را براساس نتايج آنها ارزيابي ميكند

برنده ديگران را نكوهش مي كند ولي آنها را مي بخشد.

بازنده چنان بزدل است كه قادر به نكوهش ديگران نيست، و چنان حقير است كه قادر به بخشيدن ديگران هم ، نيست.


پنجمين هدف گيري

برنده پس از بيان نكته ي اصلي مورد نظرش، لب از سخن فرو مي بندد.

بازنده آنقدر به صحبت ادامه مي دهد، كه نكته ي اصلي را فراموش ميكند.

برنده هر امتيازي را كه بتواند بدهد، مي دهد، جز اين كه اصول بنيادي خود را فدا كند.

بازنده به خاطر هراس از دادن امتياز به لجاجت خود ادامه مي دهد، و اين ، در حالي است كه اصول بنيادي اش رفته رفته از بين مي رود.

برنده ضعفهاي خود را به خدمت توانايي هايش مي گيرد.

بازنده توانايي هاي خود را هدر ميدهد، زيرا كه آنها را در خدمت ضعفهاي خود به كار مي گيرد.

برنده در برابر افراد سودمند و ناتوان، يكسان عمل ميكند

بازنده به تملق قدرتمندان پرداخته و ضعفا را تحقير ميكند

برنده ميخواهد مورد احترام ديگران باشد، اما ذهنش را درگير آن نميكند.

بازنده براي رسيدن به اين هدف، دست به هر كاري ميزند، اما سرانجام، با شكست روبه رو ميشود و به هدف اش نمي رسد

برنده حتي زماني كه ديگران وي را به عنوان يك خبره مي شناسند، مي داند كه، هنوز خيلي چيزها را نميداند.

بازنده ميخواهد كه ديگران او را يك خبره بدانند، و اين نكته كه : «بسيار كم مي داند» را، هنوز نياموخته است.

برنده گشاده روست ، زيرا كه ميتواند بي آنكه خود را تحقير كند، بر خطاهاي خويش بخندد بازنده چون حتي در خلوت خويش ، خود را پست و حقير مي شمارد، در حضور ديگران نيز قادر به خنديدن بر خطاهاي خود نيست برنده نسبت به ضعفهاي ديگران، غمخواري ميكند، زيرا ضعفهاي خود را درك نموده و آنها را  پذيرفته است.

بازنده ديگران را به دليل ضعفهايشان خوار و خفيف مي شمارد، زيرا وجود ضعف در درون خود را، انكار نموده و پنهان ميكند.

برنده هر كاري كه از دست اش بر آيد انجام ميدهد، و اگر رانجام شكست خورد، به معجزه اميد مي بندد.

بازنده بدون آنكه كوچكترين تلاشي كند، به انتظار معجزه مي نشيند.

برنده تا دم مرگ بيشتر از آنچه كه از ديگران ميگيرد، مي دهد

بازنده تا پاي جان از اين توهم دست بر نميدارد كه، «پيروزي » يعني بيش از آنچه كه مي دهي، بستاني برنده هنگامي كه مي بيند راهي را كه در پيش گرفته است، با مسير زندگاني او سازگار نيست، هراس از ترك كردن آن ، ندارد.

بازنده «نيمه ي راهي » را در پيش گرفته و به آن ، ادامه مي دهد، و اهميتي نميدهد كه به كجا منتهي مي شود.

 

 

 

خودتان را بهتر بشناسيد
 

تست محبوبيت


بـراى آن كـه بـدانـيـد مـيـزان مـحـبـوبيت شما بين دوستان و خانواده چقدر است به سئوالات زير پـاسـخ دهـيـد. سپس جواب خود را (بله ـ خير) با پاسخ ‌هاى صحيح تست كه به توسط يكى از اساتيد روانشناس دانشگاه ارائه شده تطبيق نماييد.
بـراى هـر پـاسـخ صحيح يك امتياز منظور كنيد، هر قدر پاسخ ‌هاى شما بيشتر منطبق با پاسخ ‌هاى صحيح ذيل باشد، بيشتر مورد قبول ديگران هستند. از امتياز 17 به بالا خوب و كمتر از آن نامطلوب است؛ كه بايد در اين صورت در رفتار خود با ديگران تجديد نظر نماييد.

آيا ايده و يا عقيده خود را در هر مورد آزادانه و بدون انديشه، بيان مى كنيد؟
آيا نسبت به سه دوست بسيار نزديك خود، احساس برترى نمى كنيد؟
آيا دوست داريد به تنهايى غذا بخوريد؟
آيا به اين قبيل تست علاقه مند هستيد؟
آيا مايليد هميشه درباره آرزوها ـ ناكام ها و گرفتاريهاى خود صحبت كنيد؟
6ـ آيا داستان ها و وقايع مربوط به قتل و جنايت روزنامه ها را پيش از بقيه مطالعه مى كنيد؟
آيا اغلب وام (قرض ) مى گيريد؟
آيا از جمله افرادى هستيد كه دوست دارند در هر معامله اى دانگ (سهم ) خود رابپردازند؟
آيا وقتى از اتفاق و پيشامدى صحبت مى كنيد جزئيات واقعه را شرح مى دهيد؟
10ـ آيـا از سـر گـرمـى و يـا بـرنـامـه هـاى شـادى كـه در آن هـا مـجـبـور هـسـتـيـد پول بپردازيد خوشتان مى آيد؟
11ـ آيا به رُك گويى و يا روراستى خود مى باليد؟
12ـ آيا وقتى با كسى وعده ملاقات داريد، او را منتظر مى گذاريد؟
13ـ آيا واقعا به غير از كودكان خود، بچه هاى ديگران را نيز دوست داريد؟
14ـ آيا از تمسخر ديگران خوشتان مى آيد؟
15ـ آيا عشق آدم هاى ميان سال، را مسخره مى دانيد؟
16ـ آيا تعداد كسانى كه از آن ها متنفريد، بيش از هفت نفر هستند؟
17ـ آيا كينه ديگران را به دل مى گيريد؟
18ـ آيا در گفت و گوهايتان از كلماتى نظير ((بى اندازه )) ((بسيار بد)) و ((به طور وحشتناك )) استفاده مى كنيد؟
19ـ آيـا كـسـانـى را كـه در امـر كـتـاب خـوانـى ورزش يـا بـعـضـى مسائل دينى با شما هم عقيده نيستند احمق و نادان مى پنداريد؟
20ـ آيا به همان اندازه كه قولتان را ناديده مى گيريد به قولتان پاى بنديد؟(در اين مورد خاص دو بار فكر كنيد.)
21ـ آيا از افراد خانواده دوستان و همكاران، رو در رو انتقاد مى كنيد؟
22ـ آيا موقعى كه كارها بر وفق مراد نيست، افسرده شده و روحيه خود را از دست مى دهيد؟
23ـ آيـا بـه طور كلى از موفقيت دوستان خود البته موقعى كه شما در آن موفقيت سهمى نداريد خوشحال مى شويد؟
24ـ آيا شما نيز به شايعات جالب ، دامن مى زنيد؟

 

 

*

*

*

*

*

*

*

*

*

*

*

*

*

پاسخ ‌ها:

خیر

بلی

 

 

1, 2, 3, 5, 6, 7, 9, 11, 12, 14

4, 8, 10, 13, 18, 23, 24

 15, 16, 17, 19, 20, 21, 22

 

 

  
نویسنده : نوید ; ساعت ۸:٢٦ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٩ شهریور ،۱۳۸٤