دوستای عزیزم سلام.

از امروز تصمیم گرفتم یه کم توی طرز نوشته هام تغییر ایجاد کنم. یعنی دیگه فقط نوشته های عاشقانه نمی نویسم چیزای دیگه ای هم به متن هام اضافه می کنم.

خوب از حالا تغییرات شروع می شه.

 

 

از حالا تا چند تاpost  دیگه سه تا مطلب میذارم اینجا که از یکی از  groupهای yahoo گرفتم.امیدوارم خوشتون بیاد.

                http://groups.yahoo.com/group/hydroforum/

 

              تفاوت برنده و بازنده بودن

راهنمایی برای موفقیت شما

 5 تا هدفگیری هست که الان دوتاش رو میذارم بعداً 3 تای دیگشو آخه اگه بخوام همشو بذارم خیلی طولانی می شه. 

همه ي ما دوست داريم كه برنده باشيم و نه بازنده . ولي آيا ميل به برنده بودن به تنهايي كافي است؟ با اين كه زندگي همواره توام با پيكار نيست، اما شايد بتوان آن را به صحنه ي بازي پيچيده اي تشبيه نمود، كه پيروزي در آن، رمز و رازي دارد.

سيدني جي هريس نويسنده اي سرشناس و واقع گراست كه رموز برنده شدن را در ميدان زندگي مي شناسد و براي مودفقيت در آن، راه هايي ساده پيشنهاد ميكند. اگر برنده بودن را به عنوان هدف زندگي خود انتخاب كردهايد، اين مطلب راهنماي خوبي براي شما خواهد بود.


اولين هدف گيري                                                                 
 

برنده متعهد ميشود، بازنده وعده ميدهد


- وقتي برنده اي مرتكب اشتباه ميشود، ميگويد: اشتباه كردم.

- وقتي بازنده اي مرتكب اشتباه ميشود، ميگويد: تقصير من نبود.

- برنده بيش از بازنده كار انجام ميدهد، و در انتها باز هم وقت دارد

- بازنده هميشه آنقدر گرفتار است كه نميتواند به كارهاي ضروري به پردازد.

- هراس برنده از باختن به آن اندازه نيست كه بازنده باطنا" از برنده شدن دارد.

- برنده به بررسي دقيق يك مشكل مي پردازد

-  بازنده از كنار مشكل گذشته ، و آن را حل نشده رها ميكند.

- برنده ميگويد: بيا براي مشكل راه حلي پيدا كنيم.

- بازنده ميگويد: هيچ كس راه حلي را نميداند.

- برنده مي داند به خاطر چه چيزي پيكار ميكند و بر سر چه چيزي توافق و سازش نمايد.

- بازنده آن جا كه نبايد، سازش ميكند، و به خاطر چيزي كه ارزش ندارد، مبارزه ميكند

- برنده با جبران اشتباهش، تاسف و پشيماني خود را نشان ميدهد.

- بازنده مي گويد: «متاسفم» ، اما در آينده اشتباه خود را تكرارمیکند.                    

- برنده مورد تحسين واقع شدن را به دوست داشته شدن ترجيح ميدهد، هر چند كه هر دو حالت رامد نظر داردبازنده دوست داشتني بودن را، به مورد تحسين واقع شدن ترجيح ميدهد، حتي اگر بهاي آن خفت و خواري باشد .


-
برنده گوش مي دهد

- بازنده فقط منتظر رسيدن نوبت خود، براي حرف زدن است.

-
برنده از ميانه روي و نرمش خود احساس قدرت ميكند.

بازنده هرگز ميانه رو و معتدل نيست گاهي از موضع ضعف، و گاهي همچون ستمگران فرودست رفتار ميكند.

-
برنده ميگويد، بايد راه بهتري هم وجود داشته باشد.

- بازنده ميگويد، تا بوده همين بوده و تا هست همين است.

-
برنده به افراد برتر از خود، احترام ميگذارد، و سعي ميكند تا از آنان چيزي بياموزد.

 -بازنده از افراد برتر از خود، خشم و نفرت داشته؟ و در پي يافتن نقاط ضعف آنان است.

-
برنده گامهاي متعادلي بر ميدارد.

- بازنده دو نوع سرعت دارد، يا خيلي تند و يا خيلي كند.

 


دومين هدف گيري
 

برنده ميداند كه گاهي اوقات ، پيروزي به بهاي بسيار گراني بدست مي آيد.

بازنده بسيار مشتاق برنده شدن است، در جايي كه نه قادر به برنده شدن و نه حفظ آن است.

برنده ارزيابي درستي از تواناييهاي خود داشته، و هوشمندانه از ناتواني هاي خود، آگاه است.

بازنده از توانايي ها و ناتواني هاي واقعي خود بي خبر است

برنده مشكلي بزرگ را انتخاب مي كند، و آن را به اجزاي كوچكتر تفكيك ميكند، تا حل آن آسانگردد

بازنده مشكلات كوچك را آنچنان به هم مي آميزد، كه ديگر قابل حل شدن نيستند.

برنده مي داند كه اگر به مردم فرصت داده شود، مهربان خواهند بود.

بازنده احساس ميكند كه اگر به مردم فرصت داده شود، نامهربان خواهند شد.

برنده تمركز حواس دارد

بازنده پريشان حواس است

برنده از اشتباهات خود درس ميگيرد

بازنده از ترس مرتكب شدن اشتباه، يادگرفته كه اقدام به هيچ كاري نكند                                              .

برنده ميكوشد تا مردم را هرگز نيازارد، مگر در مواقع نادري كه اين دل آزاري در راستاي يك هدف بزرگ باشد

بازنده نميخواهد به عمد ديگران را آزار دهد، اما ناخودآگاه هميشه اين كار را ميكند                             

برنده ثروت اندوزي را وسيله اي براي لذت بردن از زندگي مي داند

بازنده مال اندوزي را هدف خود قرار ميدهد،‌ بنابراين گذشته از ميزان انباشت ثروت، هيچگاه نميتواند خود را برنده محسوب كند، و هرگز برنده نميشود.

برنده نسبت به فضاي اطراف خود حساس است

بازنده فقط نسبت به احساسات خود حساس است.

 

 

 

  
نویسنده : نوید ; ساعت ۱۱:٢۳ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٧ شهریور ،۱۳۸٤