وقتی اومدی هيچ کس تو رو نديد اما من ديدم..وقتی داشتی حرف میزدی هيچ کس صدات رو نمیشنيد ولی من میشنيدم.هيچ کس عشق رو باور نداشت تا این که من و تو همديگه رو ديديم.اون موقع بود که همه فهميدن عشق هم وجود خارجی داره .وقتی ما با هم بودیم هیچ کس نمیتونست ما رو از هم جدا کنه. ولی نفهميدم چی شد وقتی رفتی همه تو رو ديدن جز من.با همه خدا حافظی کردی جز من و فقط چشمای من بودن که بعد از رفتنت ازشون خون جاری بود.

  
نویسنده : نوید ; ساعت ٢:٥۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢ شهریور ،۱۳۸٤