به نام حق        

 

با سلام خدمت همه ی دوستان.اميدوریم ما رو در بين خودتون قبول کنين.راستش ما خيلی ماهر نيستيم اميدواريم که اگه کم و کاستی ازمون ديدين به بزرگی خودتون ببخشين و ما رو توي هرچه بهتر کردن این وبلاگ کمک کنين.

ما از ساختن این وبلاگ دو تا منظور داشتیم :

 

 

1-توي دنيای حقيقی گوش شنوا پيدا نکردیم پس خواستیم حرفامون رو توی دنيای مجازی بزنیم شايد يه چشم بينايي پيدا شه و با يه کم فکر بخوندشون.

 

 

2-راستش به دوستی شما حسادت میکردیم خواستیم ما رو هم جزء خودتون بدونين، ما  هم اميدوریم بتونیم برای شما دوستای لايقی باشیم.

 

 

((یه نکته یادم رفت بگم : بعضی از این نوشته ها مال خودمون نیست.تا اونجایی که یادمون بوده اسم نویسنده رو نوشتیم ولی خوب بعضی هاش رو هم فراموش کردیم.به هر حال دست همه ی اونایی رو که از دست نوشته هاشون استفاده کردیم می بوسیم.))

 

از خانوم حیدر زاده شاعر و نویسنده ی بزرگ کشورمون هم به طور ویژه تشکر می کنم که واقعاٌ نوشته های ایشون بود که من رو با اینگونه نوشتن آشنا کرد.

------------------------------------------------------------

 

اگه يه روز

بغز گلوت رو فشرد خبرم کن،

قول نمیدم که بخندونمت

ولی میتونم باهات گريه کنم......

اگه يه روز

خواستی در بری حتماً خبرم کن،

قول نمیدم که ازت بخوام وايسی

 ولی میتونم باهات بدوم........

اگه يه روز

نخواستی به حرفا ی هيچ کس گوش بدی خبرم کن،

قول میدم که خيلی ساکت باشم................

امّا:

اگه يه روز  سراغم رو گرفتی ولی خبری نشد سريع به ديدنم بيا احتمالاً بهت احتياج دارم.................                        

                 

  ----------------------------------------------------------

                                      

 

 

                                           تور        

 

(( پيشاپيش معذرت خواهی میکنم.و اصلاٌ قصد توهين به هيچ کسی رو ندارم.اگر هم چيزی گفتم فقط میخواستم يه کم شوخی کنم يه شوخی بوده ، هيچ منظور خاصی نداشتم .یه چیز دیگه این مطلب مال من نیست. نویسندش خودشون رو عباس آقا معرفی کردن))

 

روش هاي خواستگاري دخترا از پسرا رو واستون می نويسم.البته بيشتر به دخترا ربط داره اما پسرا هم بايد دوزاريشون بيفته.

 

چطور می تونین آقا پسری رو که دوستش دارین تور کنین ؟

 

و امّا روش ها:

 

 

1-روش جوادی :

میای يه جايي که توي ديد طرف باشه و بتونه با دوتا شلنگ تخته خودش رو بهت برسونه.يهو غش میکنی و ولو میشی کف زمين.بعد از چند دقيقه هزيون گفتن راجع به این که پسر اصغر قصاب اومده خواستگاريت،امّا تو نمیخوای باهاش ازدواج کنی.مثلاً به زور اب قند به هوش میای و وقتی چشمت به طرف می افته يهو بغزت میترکه و میزنی زير گريه.وقتی که حسابی گريه هاتو کردی و پاشدی که بری،طرف کلی اصرار می کنه که برسوندت امّا از اون اصرار و از تو انکار.خلاصه راه می افتی امّا يه جوری که مطمـئن باشی طرف می تونه تا خونتون تعقيبت کنه....تا اینجا تو کاره خودت رو کردی،امّا از اینجاش به بعد با اوس کريمه.    

 

 

2- روش ياهو مسنجری :

این روش اخيراٌ کاربرد زيادی پيدا کرده و عمدتاً هم به خاطر اینه که لازم نيست مستقيم تو چشماي طرف نگاه کنی و این براي آماتور ها کمک خيلی بزرگيه.از آیکن هايه گوگولی مگولی هم میتونی استفاده کنی.(( البته اصلاً از دونقطه دی استفاده نکن که کارت بيخ پيدا میکنه!! ))امّا بديش هم اینه که بعضی وقت ها توي چت يه سوء تفاهم هايي پيش میاد که خر بيار و باقالی بار کن!!!

*نکته:این روش وقتی کاربرد داره که مطلب بطور صريح ادا شه امّا به علت این که هيچ موجود اناثی اصولا این کاره نيست پس بهتره که اصلاً قيدش رو زد.ولش کن بابا !!!

 

 

3- روش بچه خرخونی:

همون داستان جزوه و اینا که خودت واردی.

*نکته :متاٌسفانه از اونجايي که دو متغير زيبايي و خرخونی در مورد دختر جماعت معمولاً يه مقدار ثابته بنابر این بهتره که روي این روش خيلی حساب نکنی.

 

4-روش خرکی : جلوي يکی از این لند کروز سياها بوسش میکنی که بدونه به خاطر بد بخت کردنش هر کاری میکنی!!!!!!

 

 

 

 

(( منظورم فقط خودم هست و کسی فکر نکنه به اون يا يکی از اطرافيانش توهين شده ))

 

 

5-روش آرشيتکتوری: با این که طرف رو خيلی دوست داری امّا سعی می کنی باهاش يه طوری رفتار کنی که انگار بود و نبودش واست يکسانه.بعضی وقت ها براي سنجش میزان علاقه طرف نسبت به خودت،يه تخفيف هايي هم بهش میدی امّا سعی میکنی نگاه منفيت نسبت به موضوع کاملاً حفظ شه.از هر فرصت پيش اومده نهايت استفاده رو میبری که براي این کارا يه منت مختصری هم سر اون بيچاره بذاری !امّا از اونجايي که با تمام این حرفا بازم انتظار داری اون پا پيش بذاره،يه وقتی به خودت میای که میبينی موهاي سرتم مثل دندونات سفيد شده.

*نکته:همون طور که ديدين این روش اصولاً فاقد کاربرد و براي پرهيز از اون بهتره که اصلاٌ آرشيتکت نشين.يا حداقل سعی کنين از نوع اناثش نباشين. 

 

 

 

6-روش مذهبي خفن:40 شبه جمعه دم در خونتون رو آب و جارو میکني و آجيل مشکل گشا پخش میکنی.توي این مدت به هرچی امامزداه و صاحب کرامات هست متوسل میشی و نذر میکنی که اگه حاجتت روا شد هر شب توي سقا خونه اس مم تقی (( همون آقا سيد محمّد تقی !!! )) يه شمع روشن کنی....ایشلا که حاجتت رو میگيری.

*نکته:خواهر،التماس دعا.

 

7-روش از ما بهترون:

لازم نيست کاری انجام بدی،فقط انتخاب کن.

 

8-روش بچه مثبت:

طرف رو به يه کافي شاپ دعوت میکنی و اونجا خيلی معقولانه و منطقی مساله رو بهش میگی.اونم احتمالاً يه فرصتی میخواد که فکر کنه و بعدشم ایشلا که بله رو میگه.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

*نکته:تاحالا چيزی از این خنده دار تر ننوشته بودم !

 

9-روش عرفانی:

میری لب چشمه که آب بياری که اتفاقاٌ( !!! ) می بينی اونم اونجاست.يه جوری که انگار حواست نيست پات میخوره به کوزه ي طرف و کوزه خورد و خاکشير میشه.بعدش لپات گل میندازه و با عجله کوزت رو پر میکنی و میری.اینجاس که طرف با خودش فکر میکنه که :

اگر با ديگرانش بود ميلی

چرا ظرف مرا بشکست ليلی؟

خلاصه خيالت تخت باشه که کارت درسته!

*نکته :این روش قبلاٌ و در طي تاريخ،امتحانش رو به خوبی پس داده و بنابر این بسياری از کارشناسان و صاحبنظران معتقدن که بحران امروز ازدواج در اثر لوله کشی شدن آب به وجود اومده.  

 

10-روش لوس گيری: يه بار يه سوسک می بينی و شروع ميکنی به جيق کشيدن.حالا جيق نکش کی بکش.همچين از اون کف پات صدات رو میاری بيرون.طرف هم که وضع رو این جوری می بينه به هر قيمتی که شده سوسک بدبختو به دياره باقی می فرسته.حالا تو يه طوری اونو تحويل میگيری که انگار شير شکار کرده!و بعدشم مثلاً از ترس سوسکه يه مدتی خودت رو بهش می چسبونی و ازش جدا نمیشی.اگه کارا تا اینجا خوب پيش بره مابقيش تضمين شدست.

 

11-روش شهرستانی :يه بار با چشم گريون و صداي لرزون طوری که طرف بشنوه براي دوستت درد دل میکنی که چطوری وقتی داشتی می اومدی يه پسره ی چشم ناپاک شيره نا پک خرده ی نامردِ .......!!!(( این نقطه ها يعنی يه چيزی سانسور شده.)) تورو ديد زده و حسابی متلک پرت کرده (مگه متلک پرت کردنیه !! )و بعدش هقی میزنی زير گريه.اینجاست که ديگه رگ غيرت طرف باد میکنه و حساب يارو با کرام الکاتبينه!!

*نکته:اگه کار به خون و خون ريزی نکشه میتونی روش حساب کنی.امّا اصولاٌ زندگی با این آدم توصيه نمیشه.

 

12-روش آماتوری :خيلی کم حرف میزنی.زياد عرق میکنی.چشمت رو به چشمش خيره میکنی،بعد يه دفعه روتو میکنی اون ور که فکر نکنه به چشماش خيره شدی ! ( اونم احتمالاٌ همين کارو میکنه.) با هم میرين سينما و تمامه طول فيلم دستتون تويه دست همه و تنها چيزی که نمی بينين فيلمه ! ای ميل میزنين.تلفن میزنين،چت میکنين،بيرون میرين،دو سه ماه همين جوری میگذره تا این که یه روز توي يه سفره خونه ی سنتی میگی میدونی چيه؟ طرف هم میگه آره میدونم.تو هم قشنگ ترين لبخند دنيا رو میزنی و میگی جدی میگی؟اونم میگه آره جدی میگم.میدونم که از دست من خسته شدی.باشه میرم پي کارم،براي هميشه.تو هم همينجوری نگاش میکنی؟خب پاشو يه کاری بکن.داره میره ها! ولی بازم نمیتونی کاری کنی.بمیرم برات الهی.امّا تقسير خودته.

*نکته:چه پايان غم انگيزی ! 

این آخرين روشی بود که گفته شد.البته اگر شما چيزی به ذهنتون رسيد منتظر هستم.امّا اینا رو که خوندين يه کم عمقی تر بهش فکر کنين.خواهی نخواهی ما مذکر ها حق خانوما رو خورديم حالا بعضي هامون مي دونيم بعضي هامون هم نه ولی به هر حال ميگن :

هر کس که نداند و بداند که نداند

لنگان خرک خويش به مفصد برساند

 

خوش باشين.ایشلا هرکی رو که ميخواين به دستش بيارين......

 

 

 

                          Interview with GOD

 

 

I dreamed I had an interview with with GOD

"so you would like to interview vith me? " GOD asked.

"If you have time " I said

god smiled.my time is etrenity.

...what question do you have in mind for me?

"what surprises you most about humankind?

GOD answered...

"That they get bored with childhood,

they rush to grow up,

and then long to be children again."

that they lose their

health to make mony...

and then lose their mony to restore their healt.

"That by thinking anxlously about the future,

they forget the present

such that they live in neither the present

nore the future."

"That they live as if they will never die,and die as though they have never lived."

GOD's hand took mine.

 

 

 and we were silent for a while.

and then I asked:

" as a parent what what are some of the life's lessonds you want your children to learn?"

"to learn thay can't make some one love them.all they can do is let themselves be loved."

"to learn that is not good to compare themselves to others."

"to learn that it only takes a few seconds to open profound wounds in those they love and it takes many years to heal them."

to learn that a rich person is not who has the most, but is the one who needs the least."

"to learn that there are people who love them dearly,but simply don't yet know.how to express or show their feelings."

"to learn that two people can look at the same thing and see it differently."

"to learn that is not enough that they forgive one another,but they must also forgive themselves."

"thank you for your time." I said humbly.

"is there anything else you'd like your children to know?"

GOD smiled and said...

" JUST KNOW THAT I'M HERE."…………..''ALWAYS''

                                     

 

                             

                         Boys should know

 

When a GIRL is quiet, Millions of things are running in her mind. When a GIRL is not arguing,She is thinking deeply. When a GIRL looks at u with eyes full of questions,She is wondering how long you will be around. When a GIRL answers "i'm fine" after a few seconds,She is not at all fine. When a GIRL stares at you, She is wondering why you are lying. When a GIRL lays on your chest, She is wishing for you to be hers forever. When a GIRL wants to see you everyday, She wants to be pampered. When a GIRL says I love you, She means it. When a GIRL says "I miss you", No one in this world can miss you more than that.

 

 

------------------------------------------------------------

 

 

(( گزيده اي از اشعار فروغ فرخزاد ))

 

 

آه از این دل،آه از این جام اميد/عاقبت بشکست و کس رازش نخواند/چنگ شد در دست هر بيگانه ای /ای دريغا کس به آوازش نخواند!

 

 

به خدا غنچه ی شادی بودم/دست عشق آمد و از شاخم چيد/شعله آه شدم،صد افسوس/که لبم باز بر آن لب نرسيد

 

 

به لب هايم مزن قفل خموشی/که در دل قصه ای ناگفته دارم/ز پايم باز کن قفل گران را/کزين سودا دلی آشفته دارم

 

 

منم آن مرغ،آن مرغی که ديريست/به سر انديشه ی پرواز دارم/سرودم ناله شد در سينه ی تنگ/به حسرت ها سر آمد روزگارم

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

هم زبانی نيست تا بر گويمش/راز این اندوه وحشت بار خویش/بيگمان هرگز کسی چون من نکرد/خويشتن را مايه آزار خويش

 

 

رفته است و مهرش از دلم نمیرود/ای ستاره ها چه شد که او مرا نخواست/ای ستارها ستارها ستارها/پس ديار عاشقان جاودان کجاست؟

 

 

روز ها رفتند و من ديگر/خود نمیدانم کدامينم/آن من سر سخت مغرورم/يا من مغلوب ديرينم؟

 

 

آری آغاز دوست دشتن است/گر چه پايان راه ناپيداست/من به پايان دگر نينديشم/که همين دوست داشتن زيباست

 

 

گفتی از تو بگسلم....دريغ و درد/رشته وفا مگر گسستنيست؟/بگسلم ز خويش و از تو نگسلم/عهد عاشقان مگر شکستنيست؟

 

 

کاش بر ساحل رودی خاموش/عطر مرموز گياهی بودم/چون بر آنجا گذرت می افتاد/به سرا پاي تو لب   می سودم

 

ديگرم گرمی نمی بخشی/عشق ای خورشيد يخ بسته/سينه ام سحراي نو میديست/خسته ام از عشق هم خسته----–

 

 

پنداشتی که چون ز تو بگسلم/ديگر مرا خيال تو در سر نيست؟/اما چه گويمت که جز این آتش/بر جان من شرری ديگر نيست

 

 

ديگر پيکر سرد مرا/می فشارد خاک دامنگير خاک/بی تو،دور از ضربه هايه قلب تو/قلب من می پوسد آنجا زير خاک

 

 

 

از تو تنهايیم خاموشی گرفت/پيکرم بوي هم آغوشی گرفت/جوي خشک سينه ام را آب تو/بستر رگ هام را سيلاب تو

 

 

عشق چون در سينه ام بيدار شد/از طلب پا تا سرم ایثار شد

 

 

من از تو می مردم/امّا تو زندگانی من بودی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

            

 

 

 

خوش باشین........


 

  
نویسنده : نوید ; ساعت ۸:٤٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٦ امرداد ،۱۳۸٤