تو بیا تا دلم نکرده فریاد

 

گل گلدون من شکسته در باد       تو بیا تا دلم نکرده فریاد

گل شب بو دیگه شب بو نمی ده       کی گل شب بو رو از شاخه چیده

گوشه آسمون شده رنگین کمون       من مثل تاریکی تو مثل مهتاب

اگه باد از سر زلف تو نگذره       من می رم گم می شم تو جنگل خواب

گل گلدون من، ماه ایوون من       از تو تنها شدم، چو ماهی از آب

گل هر آرزو، رفته از رنگ و بو       من شدم رودخونه، دلم یه مرداب

آسمون آبی می شه اما گل خورشید       رو شاخه های بید دلش می گیره

دره مهتابی می شه اما گل مهتاب       از برکه های آب بالا نمی ره

تو که دست تکون می دی    به ستاره جون می دی    می شکفه گل از گل باغ

وقتی چشمات هم میاد    دو ستاره کم میاد    می سوزه شقایق از داغ

گل گلدون من، ماه ایوون من       از تو تنها شدم، چو ماهی از آب

گل هر آرزو، رفته از رنگ و بو       من شدم رودخونه، دلم یه مرداب

 

  
نویسنده : نوید ; ساعت ٥:٢٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۸ فروردین ،۱۳۸٥

 

بکوش تا زیبایی در نگاه تو باشد نه در آنچه که مینگری

آينده متعلق به کساني است که زيبايي روياهاي خويش را باور دارند

من به خورشید اعتقاد دارم, حتی اگر ندرخشد
من به عشق اعتقاد دارم, حتی اگر تنها باشم
من به خدا معتقدم, حتی اگر ساکت باشد

دل احمق در دهانش است و دهن دانا در دلش

دو چیز است که یک مرد واقعی دوست دارد خطر و بازی-او زن را دوست دارد چونکه خطر ناکترین بازیچه است

نقادان راهزنان گردن زنی هستند که در راه شهرت دیده می شوند

سلطنت کردن در جهنم بهتر از خدمت در بهشت است

خوشبختي يگانه چيزي است که مي توان بي آنکه خود داشت به ديگران هديه کرد

بدتر از بد هم وجود دارد و آن انتظار بد است

 

 

 

  
نویسنده : نوید ; ساعت ٧:۳٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٤ فروردین ،۱۳۸٥

 

دوستان سلام. حالتون خوبه؟ انگار اخیرا سبک نوشتنم یه کم عوض شده. ولی فکر کنم بدم نباشه که یه کم تنوع توی کارم داشته باشم. میخوام در مورد یه چیزی صحبت کنم که احتمالا همه ی اونایی که می خوننش لا اقل یه بار تجربش کردن. آره عشق. ولی نه اون چیزی که توی کتابا در موردش می نویسن. می خوام از یه دید دیگه در موردش صحبت کنم.

وقتی که عاشق می شی یا یه جور خفن یکی رو دوست داری یواش یواش یه تغییرایی میکنی که خودت میفهمی ولی دوست نداری کسی بفهمه اما بر اساس این سخن حکیمانه که : عشق مثل جیش میمونه! همه می فهمن ولی فقط خودت گرماشو خس می کنی !!!! بالاخره دستت پیش دیگران رو میشه. حالا باید خودتو واسه مسخره شدن آماده کنی. میان می گن هنوز دهنت بوی شیر می ده. تورو چه به این جنگولک بازیا. هنوز گشنگی نکشیدی که عاشقی از یادت بره و از این جور صحبتا. اما چون تو این پرت و پلا ها رو به... هم حساب نمی کنی سرت به کار خودت گرم میشه و تو کف یارو می مونی. حالا بازم همه اینا قابل تحمله. اما خدا نیاره اون روزی که خودش بفهمه.

چون اگه بفهمه چقدر واست مهمه و چقدر بهش وابسته شدی و اگه یه روز نبینیش چه عذابی می کشی یه حسی میاد سراغش و قلقلکش میده که آخه شاسکول!!! تو که هر کاری کنی اون دوستت داره پس مریضی خودت رو به خاطرش تو زحمت می اندازی؟ برو به عشق و حالت برس و حسابی کیفتو بکن. وقتی کاریش داشتی برو سراغش اونم که دربست در اختیارته . تازه این طوری حسابی تو کف هم میگذاریش.

خلاصه از فرداش طاقچه بالا ها و ناز و غمزه ها شروع میشه . توی عاشق بیچاره هم باید تحمل کنی . اگه بهشم بگی چرا این کارا رو میکنی زل میزنه تو چشمات و یه قیافه ی حق به جانب به خودش میگیره و  چشماشو شفاف می کنه و میگه من رو همون طوری که هستم دوست داشته باش و قبول کن. یا مثلا میگه منو به خاطر خودم دوست داشته باش.  ولی این دوتا جمله مسخره ترین جمله هایی هست که تا حالا شنیدم. آقا جون دیگه این دوتا مخ تعطیله همون لیل و مجنون هم همی دیگه رو همون طوری که بودن همو قبول نکردن . هم دیگه رو به خاطر خود طرف مقابلشون دوست نداشتن. اگه فقط یه کم از این داستانا سر سری رد نشیم میبینیم واقعا این طوری هست که من میگم.

 خلاصه این که ما هیچ کدوم جنبه ی این چیزا رو نداریم.

بعد همه میان میگن چرا رفاقتا بوی شاش گرفته و هر کی هرجور دلش میخواد با دیگران بازی می کنه. خب بابا تو خودت لیاقت این چیزا رو نداری دیگه واسه چی می اندازی گردن دیگران .

دیگه هر کس که بخواد بیاد سراغ این جور چیزا با تمام وجود نمی آد چون می ترسه توی این باتلاق فریب و بی معرفتی گم شه. به خودش میگه نصفه نیمه میام وسط و چار تا دوستت دارم میگم و خرش میکنم  حالا اگه با هام موند که چه بهتر. اما اگرم نشد به ... حافظ . یکی دیگه.

بابا تورو خدا  خواهش میکنم یادتون بیاد که کی هستین . عشق رو خدا در وجودتون به ودیعه گذاشت. ابلیس 60،000  سال عبادت خدا رو کرد ولی خدا برای اثبات عشق خودش به  فقط به خاطر یه سجده نکردن به آدم ابلیس رو طردش کرد. بعدش هم عشقش رو در وجود بندش گذاشت. حالا خداییش ، این   از همون عشقاست؟ بزرگترین نعمت خدا عشقه. ای ول . ای ول به این ناسپاسی.

اون کسی که خیلی با معرفته و ته مرامه وقتی فهمید خاطرش رو میخوای، آخر بی معرفت میشه. همونی که این قدر هواتو داشت و دوستانه دوستت داشت حالا که فهمیده دلت واسش می تپه ببین چه نامردی شده.

  

دیدی ای دل که غم عشق دگر بار چه کرد؟

چون بشد و دلبر و با یار وفا دار چه کرد؟

 

تورو خدا عشق رو به بازی نگیرید.

 

ببخشید اگه توی صحبتام عفت کلام رو زیاد رعایت نکردم. کسایی که منو می شناسند می دونند من زیاد عصبانی نمی شم فقط موقعی که باید عصبانی شم در عین آسودگی و آرامش و حتی گاهی شوخ طبعی ، این طوری حرف می زنم که الان زدم. آخه حالم از این وضع به هم می خوره. 

 

خيلي سخته چيزي رو كه تا ديشب بود يادگاري

صبح بلند شي و ببيني كه ديگه دوستش نداري

خيلي سخته كه نباشه هيچ جايي براي آشتي

بي وفا شه اون كسي كه جونتو واسش گذاشتي

خيلي سخته تو زمستون غم بشينه روي برفا

مي سوزونه گاهي قلبو زهرتلخ بعضي حرفا!

خيلي سخته اون كسي كه اومد و كردت ديوونه

هوساش وقتي تموم شد بگه پيشت نمي مونه

خيلي سخته اون كسي كه گفت واسه چشمات مي ميره

بره و ديگه سراغي از تو و نگات نگيره

خيلي سخته بري يك شب واسه چيدن ستاره

ولي تا رسيدي اونجا ببيني روز شد دوباره !

خيلي سخته كه بدونه واسه چيزي نگراني

از خودت مي پرسي يعني ميشه اون بره زماني !؟

خيلي سخته تو زمستون با غريبي آشنا شي

اما وقتي که بهار شد يه جوري ازش جدا شي !

خيلي سخته واسه اون بشكنه يه روز غرورت

اون نخواد ولي بمونه هميشه سنگ صبورت

خيلي سخته بودن تو واسه اون بشه عادت

ديدن و بوسيدن دستات واسش نشه عبادت

خيلي سخته چشماي تو واسه اون كسي خيسه

كه پيام داده يه عمره واسه تو نمي نويسه !

خيلي سخته اونكه ديروز تو واسش يه رويا بودي

از يادش رفته كه واسش تو تموم دنيا بودي

خيلي سخته اونكه ديروز تو واسش يه رويا بودي

از يادش رفته كه واسش تو تموم دنيا بودی...

 

  
نویسنده : نوید ; ساعت ٢:۳٠ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢ فروردین ،۱۳۸٥