اینم واسه ماری خانوم که میگه چرا آپ نمی کنی. تازه ماری خانوم مطلب بعدیم هم به همون صحبت علیرضا خان مربوط میشه. بفرما . این قدر آپ کافیه؟

 

حرفهايي كه خدا نگفت

بنده من!... بعضي وقتها كه وضو مي گيري و براي خواندن نماز مي آيي آنقدر ذوق مي كنم كه باورت نمي شود همه ي فرشتگان را صدا مي زنم تا بيايند و تو را تماشا كنند وقتي همه جمع شدند، به آنها مي گويم : « نگاه كنيد. بنده ي من آمده با من حرف بزند» ولي وقتي شروع مي كني به حرف زدن با من و مي رسي به جمله « فقط تو را دوست دارم » (ايّاك نعبد ) فرشته ها پنهاني مي خندند و تو را مسخره مي كنند و كاش مي دانستي چقدر دلم مي سوزد... جانشين من! وقتي به فرشته ها مي گويم بنده ي من واقعاً مرا دوست دارد ، فرشته ها مي گويند: « او را امتحان كن » و من براي اينكه به آنها ثابت كنم كه تو مرا دوست داري از تو امتحان مي گيرم ولي تو با آنكه جواب درست را مي داني ، « اشتباه » جواب مي دهي و كاش مي دانستي چقدر نزد فرشتگان خجالت مي كشم... كاش اصلاً نمي آمدي و كاش اصلاً نمي گفتي كه فقط مرا دوست داري...

 

 

  
نویسنده : نوید ; ساعت ٧:٥٤ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٧ بهمن ،۱۳۸٤

 

بر اساس فرمان کلوديوس دوم امپراطور رم توی قرن سوم ميلادی هر گونه نامزدی و ازدواج ممنوع اعلام میشه.چون این آفا اعتقاد داشته شادی و سعادت در منزل مانع رفتن جوونا به جنگ میشه. استدلالش این طوری بوده که وقتی کسی همسر نداره. دیگه دلیلی نداره که تو خونه بمونه. و این طوری تعداد سربازای اتشش زیاد شد. با همه ی اینا یه اسقف ایتالیایی به نام ولنتاین مخفیانه خوونا رو به ازدواج هم در می آورده. وقتی کلودیوس می فهمه خکم اعدامشو صادر میکنه و در روز 14 فوریه سال 270 بعد از میلاد حکمش اجرا میشه.

بعد ها از زمان کنستانتسن به بعد 14 فوریه به تقویم مسیحی اضافه میشه ولی نه به دلیل جشن بین رومی ها . بلکه برای بزرگداشت قدیس ولنتاین به عنوان یه شهید مسیحی. توی این روز دخترای رومی اسم خودشون رو رو یه کاغذ می نوشتن و توی یه کوزه می ریختن. بعد پسرا می اومدن و به طور تصادفی  اسم همسر آینده ی خودشون رو از توی اون کوزه در می آوردن. یه عده اعتقاد دارن که اولین نامه رو خود ولنتاین در زمان زندانی بودنش نوشته. و آخرش رو هم با این عبارت تموم کرده.

دوست دارت ولنتیاین....

 

به نقل از مجله ی چلچراغ

 

 

  
نویسنده : نوید ; ساعت ٧:٥٤ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٧ بهمن ،۱۳۸٤

 

دوستان معذرت می خوام. يادم رفت بگم. ولنتاينتون مبارک. ميخواين بدونين چی شد که امروز روز ولنتاين و روز عشاق نام گذاری شد؟ ميگم. يه لحظه صبر کنين.

 

 

  
نویسنده : نوید ; ساعت ٧:٢٦ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٧ بهمن ،۱۳۸٤

 

 

 

مرد و زن جوانی سوار بر موتور در دل شب می راندند. آنها عاشقانه یکدیگر را دوست داشتند.

زن جوان: یواش تر برو, من می ترسم.

مرد جوان: نه, اینجوری خیلی بهتره.

زن جوان: خواهش میکنم, من خیلی می ترسم.

مرد جوان: خوب, اما اول باید بگی که دوستم داری.

زن جوان: دوستت دارم, حالا میشه یواش تر برونی.

مرد جوان: منو محکم بگیر.

زن جوان: خوب حالا میشه یواش تر بری.

مرد جوان: باشه به شرط اینکه کلاه کاسکت منو برداری و روی سر خودت بذاری, آخه نمیتونم راحت برونم. اذیتم میکنه.

روز بعد واقعه ای در روزنامه ثبت شده بود. برخورد موتور سیکلت با ساختمان حادثه آفرید. در این سانحه که به دلیل بریدن ترمز موتورسیکلت رخ داد, یکی از دو سرنشین زنده ماند و دیگری درگذشت. مرد جوان از خالی شدن ترمز آگاهی یافته بود. پس بدون اینکه زن جوان را مطلع کند با ترفندی کلاه کاسکت را بر سر او گذاشت و خواست تا برای آخرین بار دوستت دارم را از زبان او بشنود و خودش رفت تا او زنده بماند.

دمی می آید و بازدمی میرود. اما زندگی غیر از این است و ارزش آن در لحظاتی تجلی می یابد که نفس آدمی را می برد.

 

 

 

 

 

 

 

  
نویسنده : نوید ; ساعت ۳:۳۳ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٧ بهمن ،۱۳۸٤

 

 

  
نویسنده : نوید ; ساعت ٢:۳٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٧ بهمن ،۱۳۸٤

هوا بس نا جوانمردانه سرد است..........

 

سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت ( زمستان )

مهدی اخوان ثالث

 

 

 سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت، سرها در گریبان است

کسی سر برنیارد پاسخ گفتن و دیدار یاران را.

نگه جز پیش پا را دید، نتواند

که ره تاریک و لغزان است

و گر دست محبت سوی کسی یاری

به اکراه آورد دست از بغل بیرون

که سرما سخت سوزان است

نفس کز گرمگاه سینه می آید برون، ابری شود تاریک

چو دیوار ایستد در پیش چشمانت

نفس کاین است، پس دیگر چه داری چشم

ز چشم دوستان دور یا نزدیک؟

مسیحای جوانمرد من ای ترسای پیر پیرهن چرکین!

هوا بس ناجوانمردانه سرد است...آی...

دمت گرم و سرت خوش باد

سلامم را تو پاسخ گوی، در بگشای

منم من، میهمان هر شبت، لولی وش مغموم

منم من، سنگ تی پا خوردۀ رنجور

منم، دشنام پست آفرینش، نغمۀ ناجور

نه از رومم، نه از زنگم، همان بی رنگ بی رنگم

بیا بگشای در، بگشای، دلتنگم

حریفا! میزبانا! میهمان سال و ماهت پشت در چون موج می لرزد

تگرگی نیست، مرگی نیست

صدایی گر شنیدی، صحبت سرما و دندان است

من امشب آمدستم وام بگذارم

حسابت را کنار جام بگذارم

چه می گویی گه بی گه شد، سحر شد، بامداد آمد؟

فریبت می دهد، بر آسمان این سرخی بعد از سحرگه نیست

حریفا گوش سرما برده است این، یادگار سیلی سرد زمستان است

و قندیل سپهر تنگ میدان، مرده یا زنده

به تابوت ستبر ظلمت نُه تویِ مرگ اندود،پنهان است

حریفا! رو چراغ باده را بفروز، شب با روز یکسان است.

سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت

هوا دلگیر، درها بسته، سرها در گریبان، دست ها پنهان

نفس ها ابر، دل ها خسته و غمگین

درختان، اسکلت های بلور آجین

زمین دلمرده، سقف آسمان کوتاه

غبارآلوده، مهر و ماه،     زمستان است

 

 

  
نویسنده : نوید ; ساعت ٦:٠٥ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٥ بهمن ،۱۳۸٤

 

اگه چشمت پرسید ،بگو ندیدمش.. اگه گوش پرسید ، بگو نشنیدمش... اگه دستت لرزید بگو مال سرماست... اگه پات سست شد بگو مال ضعفه. ولی اگه دلت ریخت. لااقل به خودت دروغ نگو..

  
نویسنده : نوید ; ساعت ۳:٠٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٢ بهمن ،۱۳۸٤

 

 

 

تمام حرف من به عشقم :

 

Even a lover makes a mistake sometimes

Like any other

Fall out and lose his mind

And I'm sorry for the things I did

For your teardrops over words I said

Can you forgive me and open your heart once again

*

*

It's true

I mean it

From the bottom of my heart

Yeah, it's true

Without you I would fall apart

*

*

What ever happened

I know that I was wrong

Can you belive me

Maybe your faith is gone

But I love you and I always will

So I wonder if you want me still

Can you forgive me and open your heart once again

*

*

I'd do anything to make it up to you

So please understand

And open your heart once again.

     

BSB < Black & blue >

معذرت می خوام عزیزم!

  
نویسنده : نوید ; ساعت ۱:٤٥ ‎ب.ظ روز جمعه ٧ بهمن ،۱۳۸٤

 

 سلام

تا حالا اینجا درد دل نکرده بودم  و جز یکی دوتا متن کوتاه هم متنی شخصی نگذاشته بودم « که البته اونا هم با یه مطلب عمومی دیگه همراه بودن ! » . اما امروز می خوام یه کم شخصی بنویسم. آخه دیگه خیلی دلم گرفته.

امروز با عشقم خداحافظی کردم . خیلی واسم سخت بود اما این کارو کردم. بهم گفت میره و هر وقت دید لیاقت منو داره بازم میاد میادو تا همیشه پیشم میمونه. منم گفتم هرچی تو بگی. نمی دونم چرا این فکرو میکنه که لیاقت منو نداره . یکی دو شب پیش نمی دونم چی شد که بهم گفت واسه همیشه از هم جدا شیم. شوکه شده بودم . دیگه مغزم کار نمی کرد. کسی هم خونمون نبود. نزدیک بود یه کاری کنم که دیگه هیچ راه برگشتی نداشته باشه. اگه یکی از  دوستام تلفن نزده بود و تا رسیدن اهالی خونه به حرفم نگرفته بود الان اون کارو کرده بودم. آخه خیلی سخته . خیلی . سخته که ببینی یکی با یه سری دلایل بهت بگه عاشق شو و از این که قبلاً عاشق نشدی ملامتت کنه و  تو حرفشو قبول کنی و کم کم  بفهمی عاشق خودش شدی و بعد از یه مدت ببینی داره ترکت میکنه . سخت نیست. به مرز جنون میکشه آدمو . کاش فقط سخت بود .

حالا هم فعلاً قراره یه مدت از هم جدا باشیم.

اگه قلاب ماهیگیریتون رو چند بار توی یه رود خونه بندازین ولی ماهی ای نصیبتون نشه مطمئناً از وجود ماهی توی اون رودخونه ناامید می شین.

اگه شما 1 بار 2 بار 3 بار ....100 بار در راه های مختلف به اتفاق افتادن چیزای مختلف امید داشته باشین ولی آخرش بفهمین امیدتون بیهوده بوده بار 101م دیگه به هیچ چیز امیدی نخواهید داشت . درسته؟   

واسه منم همین طوره . به خیلی چیزا امید داشتم ولی آخرش نا امید شدم. هیچ امیدی هم به برگشتن دوباره ی عشقم . اون که تمام هستی و زندگیم مال اونه اونی که حاضرم جون ناچیزمو به خاطرش بدم ، اون که میمیرم واسه شنیدن یک کلمه از لباش . شنیدن اون صدای نازش. دیدن اون چهره ی خوشگلش اون چشمای معصومش که همه ی  زیبایی دنیا توی ژرفای اونا یه راحتی قابل دیدنه؛ ندارم. اما این دفعه هم خودمو امیدوار کردم. فقط واسه این که اون ازم خواست. واسه این که گفت برمیگرده. واسه این که دروغ نمی گه .

خدایا مواظبش باش. از دل تنگی  الان دارم گریه میکنم. می ترسم. می ترسم این دفعه هم امیدم باطل باشه. میترسم دیگه نبینمش . دیگه صداشو نشنوم . دیگه اون صورت خوشگلشو نبینم. دیگه دوستم نداشته باشه. فراموشم کنه.

احتمالاً اینا رو خودتم می خونی. توکه واسه همیشه ترکم نمیکنی؟ فرصت دوباره دیدن چشمای نازتو که ازوم دریغ نمی کنی؟ می کنی؟ اگه بری ولی دیگه بر نگردی هیچی ازم باقی نمی مونه ها ؟ می دونی نوید بدون تو همیشه تنها می مونه؟ میدونی اگه بری از ناراحتی دق میکنه؟ میدونی ؟ میدونی تا همیشه واست اشک میریزه و چشم به رات می مونه تا کور بشه؟ میدونی تو تنها بهانه ی زندگیشی؟ میدونی اگه این بهانشو از دست بده دیگه دلیلی واسه زندگی کردن نداره؟  تنهام نذاری ! ولم نکنی ! این آخرین امیدی  که دارم رو ازم نگیری!

خدایا ازم نگیرش . هیچ وقت ازم نگیرش. هیچ وقت. خدایا بهت التماس می کنم.

هنوز هیچی نشده دل تنگم داره بهونشو می گیره. هر کاریشم می کنم آروم نمیشه . عشقشو می خواد. من چی بهش بگم؟ چی کارش کنم. اون تو رو میخواد.

ولی نه! قراره هر چی تو بخوای من همون کارو بکنم. منم می گم باشه. تو برو . من این دلمو یه جوری راضیش میکنم. ولی توروخدا برگرد. چون اگه برنگردی دیگه اون موقع فقط دلم نیست. ذره ذره ی وجودم تورو فریاد می زنه. تورو میخواد . اون موقع دیگه کی خودمو راضی میکنه ؟! یادت نره اینجا به یادت یه فلب داره فریاد میزنه! نذار فریادش خفه شه. بیا و خودت آرومش  کن.

دلم گرفته. خیلی. امشب شب جمعه ست . میگن شبای جمعه دعاها استجابت میشن. من فقط یه دعا دارم.

 خدایا ! هر جا باشه و هر جوری باشه, همیشه خوشبختش کن . حتی اگه دیگه دوستم نداشته باشه. حتی اگه منو بذاره و بره . حتی اگه دلمو بشکنه . هر چیزی میخواد بهش بده حتی اگه شده از من اون چیزو بگیریش. حتی اگه عمرم باشه. من که جونم مال اونه.

 

  
نویسنده : نوید ; ساعت ۸:٤٩ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٦ بهمن ،۱۳۸٤

 

 

 

 

     زن ها و شوهرها بدانند

١١ عامل که باعث از هم پاشيدن زندگي زناشويي ميشود
توصيه به زوج هاي جوان اين است که زياد سخت نگيريد. هيچ گاه به خود اجازه ندهيد که طلاق به ذهنتان خطور کند. حتي در بحراني ترين لحظات زندگي و در اوج کشمکش ها و اختلاف هاي زناشويي ، طلاق تنها راه حل نيست . مطمئن باشيد که پس از طلاق مشکلات و سختي هاي زيادي انتظارتان را مي کشد.

هر يک از نکات زير مي تواند زندگي زناشويي را به بن بست بکشاند .


١ - تعهد بيش از اندازه و خستگي جسمي وروحي
اين مشکل در زوج هاي جواني که در مدرسه يا دانشگاه تحصيل مي کنند و يا تازه در جايي استخدام شده اند بيشتر به چشم مي خورد . حتي الامکان سعي نکنيد اوايل ازدواج به دانشگاه برويد ، کار تمام وقت داشته باشيد، صاحب فرزندي شويد، خانه بسازيد و يا کارو کاسبي جديدي راه بيندازيد. اين کارها مشکلات و سختي هاي زيادي به همراه دارد و بسياري از زوج ها ي جواني که با اين مشکلات روبه رو مي شوند، پس از آن که ازدواجشان باشکست مواجه مي شود با تعجب ازخود مي پرسند : (( چرا چنين اتفاقي افتاد؟))
مسئوليت و مشغله هاي زياد باعث مي شود که زن و شوهر فرصت کمي براي همديگر داشته باشند وبنابراين فاصله ي آن ها روز به روز افزايش مي يابد و زماني مير سد که براي هم مثل دو غريبه هستند، پس سعي کنيد دراوايل ازدواج ، براي خود ، کار و دردسرنتراشيد و وقت بيشتري را با هم بگذرانيد تا همديگر را بيشتر بشناسيد.

٢- صورت حساب هاي بالا و بحث برسر نحوه ي خرج کردن پول
اجناس مصرفي خود را با پول نقد خريداري کنيد، در غير اين صورت آن ها را به صورت قسطي نخريد . تمام پولتان را براي خريد خانه يا اتومبيل که استطاعت خريد آن را نداريد خرج نکيند. هميشه مقداري از پولتان را براي روز مبادا پس انداز کنيد وبا ان به سفرهاي کوتاه برويد و يا اگر صاحب فرزندي هستيد، آن را براي مواقع ضروري کنار بگذاريد. سعي کنيد درآمدتان را عاقلانه و درست خرج کنيد.

٣ - خودپسندي
درجهان دوگروه از مردم وجود دارند ، افراد بخشنده و افراد گيرنده . ازدواج دونفر بخشنده مي تواند يک مسئله ي رضايت بخش و خوشايند براي هر دو طرف باشد، بين دونفر بخشنده و گيرنده هميشه اصطکاک وجود دارد ، اما دو نفر گيرنده در عرض شش هفته زندگي مشترک ، به جان هم مي افتند و دمار از زندگي هم در مي آورند. خودپسندي و خودخواهي ، ازدواج را به ورطه نابودي مي کشاند.

٤ - دخالت والدين
اگر زن يا شوهر به طور کامل از والدينشان جدا نشوند، احتمال بروز مشکل در زندگي زناشويي آن ها وجود خواهد داشت . بعضي از والدين دوست ندارند فرزندشان پس از ازدواج دور شود و ترجيح مي دهند که در کنارشان زندگي کند. آن ها به اين مسئله توجه ندارند که دراين صورت ممکن است باعث به وجود آوردن مشکل در زندگي مشترک فرزندشان شوند.

٥ - توقعات زياد و بي جا
بسياري از زوجين انتظار دارند که پس از ازدواج وارد يک سرزمين پر از شادي و خوشبختي شوند. آن ها هميشه روياي قصر پريان را در سر مي پرورانند، غافل از اين که گاهي اوقات درزندگي زناشويي مشکلاتي پيش مي آيد که عرصه زندگي آن ها را تنگ مي کند.  

٦ - بحث و جدل
سخن ما با کساني است که فضاي خانه را با بحث و دعواهاي خود مسموم کرده و باعث رنجش و نگراني طرف مقابل خود مي شوند و او را از ادامه ي زندگي مشترک دلسرد مي کنند. بدبيني و حسادت ، يکي از علل ايجاد جروبحث زوجين است و خودبيني عامل ديگري است که باعث آزار رساندن به طرف مقابل مي شود.

٧ - اعتياد
اعتياد نه تنها باعث از هم پاشيدن زندگي مشترک مي شود بلکه فرد را نيز از بين مي برد. هميشه از مواد مخدر و مشروبات الکلي دوري کنيد.

٨ - خيانت و بي وفايي نسبت به همسر
ازدواج ، پيمان و تعهد بين دو نفر است و آن ها را متعهد مي سازد که تا آخر عمر به هم وفادر بمانند و در غم و شادي هاي زندگي ، شريک يکديگر ب اشند. متاسفانه بعضي از همسران به اين تعهد پايدار نمي مانند و پس از مدتي از جاده درستي منحرف مي شوند و به همسرشان خيانت مي کنند و با اين کار کتاب زندگي مشترکشان را براي هميشه مي بندند.

٩ - شکست در کارو تجارت
اين مسئله به خصوص در مردان بسيار به چشم مي خورد. اضطراب و نگراني که به دنبال اين شکست ايجاد مي شود ، باعث آشفته کردن کانون خانواده مي شود.

١٠ - موفقيت در تجارت و کسب و کار
شايد خطر موفق شدن در تجارت يا به اصطلاح يک شبه پولدار شدن بيشتر از شکست در تجارت باشد . گاهي اوقات ، ثروت يک باره اي که به طرف خانواده ها سرازير مي شود باعث دورشدن آن ها از يکديگر و منجر به مرگ زندگي مشترک مي شود.

١١ - ازدواج درسنين پايين
آمار طلاق در بين دختراني که در سنين ١٧ - ١٤ سالگي ازدواج مي کنند دوبرابر بيشتر از دختراني است که در سنين ١٩ - ١٨ سالگي ازدواج مي کنند و نيز کساني که در سنين ١٩ -١٨سالگي ازدواج مي کنند ، ٧٥ برابر بيشتر از کساني که در سنين ٢٠ سالگي پيمان زناشويي مي بندند به دادگاه هاي طلاق قدم مي گذارند . اين آمارنشان مي دهد که فشار ناشي از اضطراب و هيجان هاي دوران نوجواني با مشکلات زندگي مشترک در هم مي آميزد و خيلي زود زن و شوهر را به پاي ميز طلاق مي کشاند.

 

 

  
نویسنده : نوید ; ساعت ٧:٠۳ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٦ بهمن ،۱۳۸٤

 

            

 

دوستان سلام

نمیدونم گله کنم یا عذر خواهی. من از وقتی که یادم می آد سعی کردم کسی رو از دست خودم نرنجونم اما انگار یه نفر حسابی از دست من ناراحته و با آدرس من رفته و به دوست عزیزم آقا میلاد توهین کرده. نمیدونم شاید من کاری کردم. شما خب اگه کسی ناراحته بهتر نیست بیاد و به خودم بگه به جای این که بخواد این طوری رفتار کنه ؟ چند وقت پیش هم یه اتفاق مشابه همین افتاد ولی من اونو به حساب اشتباه گذاشتم اما این دفعه فکر کنم یه سوء تفاهم بزرگ پیش اومده. اگه من کاری کردم ، گردنم از مو نازکتر اشتباهم رو قبول میکنم و از کسی که این اشتباه در حقش شده معذرت خواهی میکنم. ولی فکر کنم این حق رو داشته باشم که بدونم واسه چی دارم عذرخواهی میکنم. نه؟  

چند تا مطلب جالب هست توی 2-3 تا پست میذارم اینجا. امیدوارم شما هم خوشتون بیاد. البته لازم به ذکر که ایم مطالب بر اساس آخرین مقالات روانشناسی نوشته شده.

« با تشکر از پسری در حسرت یک لبخند....»                                                                                        

                                                                عشق

 

الف ) تعريف عشق


نويسنده پس از آنكه از قول مولانا و محي الدين عربي مي آورد كه هر كس عشق را تعريف كند ، آن را نشناخته است ، تعريف مرحوم دهخدا از عشق را آورده و نهايتا سخن سهروردي را نقل مي كند كه عشق افراط الحب ( محبت شديد ) است . نكتة مهمي كه در ارتباط عاشقانه بين دختر و پسر مفيد و قابل توجه است اينكه از نگاه ابن مسكويه رازي ، عشق افراط در محبت است و از دوستي خاص تر و محدودتر است و عشق جز بين دو نفر امكان ندارد .


اما عشق از سويي « شيفتگي » كه محبت شديد اما يك طرفه است متمايز است و از سويي ديگر : عشق از « هوس » كه ترابط بين افراد فراوان است ، متمايز مي شود . كلام و نگاه عاشقانه ، صادقانه و خالصانه است اما كلام و نگاه هوس آلود مبتني بر دروغ ، ريا و نفاق است . محور عشق ، دگر خواهي است و محور و مدار هوس ، خودخواهي و ...



در اين مقاله بدون بحث از حسن و قبح عشق ، عشق در معناي محبت شديد بين دو فرد بعنوان يك واقعيت (
Fact ) بيروني و برخي ابعاد و اوصاف و شرايط آن مورد توجه و بحث قرار مي گيرد .



ب ) اقسام عشق



عشق در يك معنا به دو قسم حقيقي و مجازي تقسيم مي شود . در عشق حقيقي ، محبوب خداوند و صفات و افعال اوست و لكن در عشق مجازي محبوب و معشوق ، ظواهر دنيوي است و رابطة عاشقانة دختر و پسر نيز از اقسام عشق مجازي و از مصاديق عشق زميني محسوب مي گردد.



از نگاهـي ديگر مجموعة روابط عاشقانة زن و مرد در چهار شكـل « عشق مرد به مرد ، مرد به زن ، زن به زن ، زن به مـرد » خلاصـه مي شود . در روابط دختر و پسر يك شكل ( يعني عاشق پسر و معشوق دختر ) بسيار كثيرالمصداق تر و متدوال تر است ، زيرا ؛



اولا : زن از مرد و به تبع آن دختران از پسران زيباترند و زيبايي نيز عشق آفرين است . از آنجا كه زنان و دختران در مقايسه با مردان و پسران عموما و غالبا زيباترند و در نتيجه مجذوب ، محبوب و معشوق پسران واقع مي شوند .



ثانيا : شايد در فلسفة چنين زيبايي براي دختران در مقابل پسران بتوان گفت كه خالق آدميان ، از آن رو جنسي را بر جنس ديگر ترجيح داد كه تـوازن بين اين دو جنس در بعد « جسمـي» برقرار گردد . اگر آدمـيان داراي سه بعد « قلب و دل » ، « عقـل » و « جسم » اند ، غالبا پسران از دختران در حوزة جسمي نيرومند تر و قوي ترند ، اما زيباتر بودن دختران از پسران باعث مي شود كه پسران با همة قدرت ، ادعا و... اسير دختران شوند و در روابط عاشقانه براي آنها فداكاري كنند ...



ثالثا : هويت جنسي دختر و پسر همسان نيست ( گر چه هويت انساني برابر دارند ) و چون دختران زيباترند ، اگر زيبايي هاي خود را نابجا عرضه كنند ، هم ارزان فروخته مي شوند و هم ممكن است برايشان خطرساز باشد . از اين رو پوشش براي دختران جوان و مؤمنه توصيه شده است و فلسفة حكم حجاب و پوشش را بايد در زيبايي دختران نسبت به پسران ديد.



رابعا : از آنجا كه عشق و زيبايي قرين يكديگرند و نيز دختران مظهر و نماد زيبايي اند ، از اين رو حتي در توصيف و بيان زيبايي معشوق حقيقي نيز از ويژگي هاي زنان و دختران ( چشم ، ابرو ، لب ، خال ، زلف ، گيسو و ... ) بهره برده اند . 



ج ) علم قبل از عشق و بعد از آن



اگر مركزي ترين و محوري ترين بحث در روابط دختر و پسر ، عشق و رابطة عاشقانه است ـ زيرا بنياد خانواده نياز به وجود عشق دارد ـ اما مهم ترين ويژگي عشق ، ارتباط آن با علم و آگاهي است . علم و عشق از دو جهت رابطه دارند : علم پس از عشق و قبل از آن .



علم پس از عشق بدين معني است كه دختر و پسري از شكل گيري رابطة عاشقانه ، نسبت به هم شناخت ، آگاهي و علم پيدا كنند . به تعبير حضرت امير در نهج البلاغه ( خطبه 109 ) كسي كه عاشق چيزي شود ، چشم اش كج و قلب اش مريض مي شود و با چشم غير درست مي بيند و با گوش ناشنوا مي شنود . علم پس از عشق چندان معتبر و دقيق نيست و چنين رابطة عاشقانه اي اگر در همين سطح بماند ، آسيب پذير است.



اما علم قبل از عشق ، يعني قبل از آنكه دختر و پسري به يكديرگ دل بسپارند ، بايد آگاهانه و با شناخت و علم از يكديگر به هم نزديك شوند . اگر رابطة عاشقانه متكي به آگاهي هاي لازم فردي و اجتماعي مخاطب باشد ، اين رابطه به زودي آسيب نمي بيند و در صورت تأسيس خانواده به تبع آن نيز ، اين خانواده پايدار و آرام و ماندگار خواهد بود.




د ) نتيجه گيري



1) در يك نگاه مي توان گفت كه دختر و پسر براي يكديگر خلق شده و در كنار هم مكمل يكديگرند . ولي براي اينكه اين تعامل شكل سالم بگيرد ، اولا : بايد در قالب عشق باشد و از اين دوستي هاي ناسالم و ارتباطات فاسد رهايي پيدا كنيم . ثانيا : بايد بدانيم كه سالم ترين ارتباطات دختر و پسر در فضاي خانواده ثمر داده و نمود مي يابد . از اين رو بهترين رابطة عاشقانه دختر و پسر ، آن شكلي است كه منتج به نهاد مقدس خانواده شود ؛ از نيازهاي دختران و پسران ، نيازهاي جنسي است و مدعا آن است كه تنها يك دختر و يك پسر در قالب موجه و مشروع مي توانند نياز جنسي خود را برآورده نمايند و اين بستر مناسب ، خانواده است .



2) جداي از نگاه هاي مذموم امثال امام محمد غزالي و ملامحسن فيض كاشاني به عشق ، مي توان گفت كه بهترين و عميق ترين غذاي دل ، عشق است . اما بايد به قول دكتر علي شريعتي بين عشق و ايمان پل زد تا از آفات آن مصون ماند .
شريعتي ايمان بي عشق را زنداني پر از زنجير و غـل و بند مي داند كه روح را مي ميراند و دل را ويرانه مي سازد . ( گفتگوهاي تنهايي ، ص 86 ) .



همان گونه كه عشق بي ايمان آسيب زا است ، در آسيب شناسي روابط عاشقانة دختر و پسر بايد توجه داشت كه عشق مبتني بر جهل و عـدم آگاهي و صرفا متكي بر احساس نيز سوزنـده است و ممكن است منجر به شكست در روابط عاشقانه شود . از اين رو هرگز نبايد به داده هاي محصول عشق بسنده نمود و پيش از ورود به فضاي عشق ، نبايد آن را آسان گرفت كه به قول حافظ :



الا يا ايها الساقي ادر كاسا و ناولها          كه عشق آسان نمود اول، ولي افتاد مشكل ها

 

 

موفق باشين...

  
نویسنده : نوید ; ساعت ٤:٢٧ ‎ب.ظ روز شنبه ۱ بهمن ،۱۳۸٤